تبليغاتX
تفکر سیستمی(فناوری اطلاعات وتحلیل سیستم)

تفکر سیستمی(فناوری اطلاعات وتحلیل سیستم)

تجزیه وتحلیل مسائل اقتصادی واجتماعی با نگرش سیستمی وبا استفاده از فناوریهای جدید


علیرضا مسعودی

آموزشگاه کامپیوتر وطن تصمیم دارد روز جهانی جامعه اطلاعاتی را با برگزاری سمینار یک روزه در شهرستان کهگیلویه گرامی بدارد . این سمینار در روز ۲۷ اردیبهشت ماه  سال آینده برگزار خواهد شد .بدینوسیله از کسانیکه دوست دارند همکاری کنند دعوت بعمل می آید.همکاری میتواند در هر زمینه ای از جمله ارائه مقاله ، کمک مالی ، ارائه خدمات ایاب وذهاب و...باشد .

ضمنا محورهای موضوعات سمینار واطلاعات دیگر متعاقبا به اطلاع خواهد رسید..


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 0:15  توسط علیرضا مسعودی   | 


علیرضا مسعودی


سلامي مجدد به بركت زنده بودن ،  خدمت همه و دوستم رضاتوفيقي 

 بدون مقدمه وارد اصل مطلب ميشوم . آقاي رضاتوفيقي من با شما موافقم كه اعداد فقط در ذهن ميگنجند ولي معتقد نيستم كه ساخته وپرداخته ذهن هستند.اتفاقا در مطالب قبل تلويحا به اين نكته اشاره كردم .دنياي اول دنياي واقعيتهاست ودنياي دوم عبارتست از يك جهان بالقوه ايده آل ، كه تمام هم وغم ما در زندگي شناخت بيشترآن است  .ازآن جمله اند مجموعه هاي عددي ، قوانين وضوابطي كه جهان برطبق آنها قوام دوام داشته ودارد .در واقع نقش آفريدگار تعيين يا وضع چنين قوانيني براي گردش منظم امورات دنياي اول يا همان واقعيتها بوده است .اما نكته اي كه دراينجا ميخواهم تاكيد كنم ابهامي  است كه با همه توافقي كه با هم داريم باقي ميماند. وآن اينكه ما چه بخواهيم وچه نخواهيم پديده ها رفتارهائي دارند كه صرفا به  زبان رياضي قابليت تفسير يكتائي دارند ولاغير.بله من قبول دارم براي خيلي از پديده ها از جمله عشق هنوز مدلي ساخته نشده است ولي اين بدين معني نيست كه مدل ندارد .بلكه درواقع ما آن مدل را كشف نكرده ايم ولي نبايد فراموش كنيم كه آفريدگار آنها را ساخته ودر جهان دوم قرار داده است  و هر وقت كه آنها را كشف كرديم در واقع دنياي سوم خود را توسعه داده ايم .(دنيائي كه تشكيل شده است از مجموعه قوانين وضع شده در جهان دوم كه توسط بشر كشف گرديده اند .)البته جناب استاد اين حرفها اصلا جديد نيست . از شما خواهش ميكنم به سال 1656 ميلادي برگرديد.در آنجا اسپينوزا را ميبينيد ميتوانيد از او بپرسيد كه آيا اخلاق را چگونه ميتوان تفسير كرد؟

 جناب رضا توفيقي نكته ديگري هم دارم كه بگويم : قبلا هم گفتم وباز هم تاكيد ميكنم كه بشدت با اين نظريه كه اعداد ساخته وپرداخته ذهن هستند مخالفم ودلايل زيادي براي اين مخالفت دارم كه اگر اجازه بدهيد در آينده بيشتر صحبت كنم . ولي ضروري است كه توجه شما را به مجموعه جديدي از اعداد بنام  مجموعه هاي فازي وسيستمهائي كه رفتار آنها با اين منطق قابل تفسير است جلب نمايم . لااقل اينها كه ساخته ذهن بشر نبودند بلكه برون آمده از طبيعت رفتار پديده ها بوده اند. براي توضيح بيشتر دراين باره از شما سوال ميكنم : آقاي رضاتوفيقي شما كه هر شب تقريبا ساعت 10 شب وبگردي را آغاز ميكنيد چگونه ميخواهيد تقريبا ساعت 10 را بيان كنيد ؟ منظورم پديده هائي است كه معمولا رفتار تيز يا قاطعي ندارند به عبارت ديگر رفتارشان را ميتوان با عبارات تقريبا ، خيلي خوب ، متوسط و ..... بيان كنيم . لابد ميخواهيد بگوييد اين پديده ها هم مانند غم يا شادي قابل بيان به زبان رياضي نيستند . ولي بشر به مرحله اي رسيده است كه ميتواند بگويد خيلي بد يعني چه و خيلي خوب يا عالي به چه معني است واين گام بسيار بلندي براي  شناخت است .....


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:37  توسط علیرضا مسعودی   | 


علیرضا مسعودی                                                                                                           

  خدمت همه افرادي كه مايلند مطالب اين وبلاگ را دنبال كنند عرض ادب ميكنم . همچنين زحمات استاد عزيزم جناب رضاتوفيقي را كه صادقانه مرا نقد ميكنند ارج مينهم .

خانه بدوشي هستم مدام در سفر وبخاطر مشكلات زندگيم كه سخت برايش اهميت قائلم وگاهي هم بخاطر احساس بيخودي وبيوزني كه برايم عادت شده  دير بروز ميشوم لذا پوزش ميخواهم .

 اما موضوع بسيار مهم است وبايد دنبال شود:

   انسانها در طول تاريخ زندگي خويش براي رفع مشكل خود چاره انديسي ميكردند واستمرار اين چاره انديشي ها منجر به خلق ابزار ونهايتا توسعه صنايع گرديد. اما تا توسعه صنايع راه درازي در پيش داشت وقبل از آن هزاران سال به دامداري مشغول بود.حرف من اين است كه شمارش نياز بود وواقعيت وسوالم اين است آيا قبل از اين نياز باز هم ذهن انسان به به شمارش مشغول بود؟ من مطمئنم شما هم با من موافقيد كه تصويري يا مدلي از واقعيت هاي آن روزگار مانند تعدادي بز يا ميش و... باعث ايجاد آن انتزاع يا ذهنياتي شده است كه كانت به آنها اشاره ميكند .بنظر من اين مسئله كه عدد ذهني است وخود واقعيت نيست امري است بديهي ولذا تاكيد كانت بيش از آنكه جديتي را نشان دهد بسيار مسخره است .لذا سعي ميكنم به اجمال فعلا يك  نكته را مطرح نمايم :

      ما براي درك رفتار اشياء وافراد اطرافمان مشكل داريم .بنابراين سعي ميكنيم براي سيطره براين مشكل وپيامدهاي آن ابزاري اختراع كنيم . همه حرف متفكرين سيستمي اين است  كه امروز يك جعبه جادوئي بنام كامپيوتر مارا در يافتن آن ابزار ياري رسانده وميرساند ومن مطمئنم كه اگر كانت زنده بود از ذهنيات تعريف ديگري ميداد و تمام تعاريف آن روز را در هر زمينه اي متحول ميكرد. مگر واقعيت آن است كه وزن داشته باشد و ظرف ؟ اين تعاريف بنظر من ديگر جايگاهي ندارند و منسوخ شده اند. مگر روزگاري نميگفتيم بازار عبارتست از مكاني كه در آن عرضه كنندگان ومتقاضيان براي انجام معامله يا مبادله همديگر را ملاقات ميكنند ؟ آيا امروز اين تعريف جايگاهي دارد ؟ واقعيت در اينجا چگونه تغيير كرده است ؟آيا باز هم بايد بازار را مكان دانست ؟ درتعريف من كلمه مكان حذف شده وجاي آن را به فرآيند داده است . خب جناب رضا توفيقي بفرمائيد كه فرآيند از ديدگاه كانت وشما واقعيت است يا باز هم انتزاعي است ؟ ميخواهم بگويم ما بايد برگرديم ومفاهيم را بازتعريف نمائيم . بهر حال بشر امروز براي رفع مشكل خود در هرزمينه اي متدي را عرضه مينمايد كه بتواند بصورت پويا (ديناميك ) گزارش لحظه به لحظه رفتار موجودات (جاندار وبيجان ) را در اختيارش بگذارد تا بتواند مواضع خود را در قبال هر تغييري اعلام نمايد . نوشتيد كه هر علمي روش تحقيق خاص خودش را دارد.دراين خصوص من هم موافقم ولي متاسفانه اكثرتحقيقات مخصوصا در حوزه علوم انساني بصورت استاتيك (برشي از زمان ) انجام ميشود.در صورتيكه اين كار صرفا شرح حال فعلي پديده را بيان ميكند وبه اصطلاح فني حالت اوليه سيستم است .در حالي كه ما براي تكميل تحقيق نياز به بيان معادلات حالت داريم كه نوشتن معادلات حالت را روش سيستمهاي ديناميك گويند . منظور از معادلات حالت بيان حالت سيستم يا پديده در هر لحظه از زمان از جمله زمان اوليه است كه تحقيق در آن با هر روشي صورت گيرد مانعي ندارد.ولي مسئله كه باقي ميماند وشما به آن اشاره كرديد تعريف متغيرهاي حالت بصورت كمي است حتي اگر آن متغيير يك متغير كيفي مانند ميزان علاقه به چيزي باشد كه حل اين مسئله به روشهاي متفاوتي صورت ميپذيرد ودر پاره اي موارد نياز به رياضيات عالي داردكه در آينده  دور به آن خواهم پرداخت .البته چندين جوابيه ونكته نگفته دارم كه موضوع مطالب بعدي خواهد بود


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 2:49  توسط علیرضا مسعودی   | 


سید ضیاءالدین رضاتوفیقی

بارسلام به همه خواننده  های این وبلاگ . این وبلاگ از برخورد آراء همه کسانیکه مطالب را دنبال میکنند جهت ارتقاء سطح علمی خودمان استقبال میکند .دراین راستا نقطه نظرات استاد عزیزم جناب رضاتوفیقی که زحمت کشیدند وباحوصله دربخش نظرات ارائه فرمودند یکجا جهت مطالعه واظهار نظر سایر علاقه مندان آورده شده است .

                                                                                                                                          با احترام به همه /مسعودی


سلام آقای مسعودی . اگر فرصت داشته باشیم ، فکر می کنم مناظره ی جالبی داشته باشیم .فهم و درک عالم با ریاضیات . کسی که مهمترین نقش را در وارد کردن ریاضیات به علوم داشت ، دکارت بود . اما ریاضیات چگونه دانشی است ؟ موضوع آن عدد است و هندسه با اشکال هندسی سر و کار دارد و با ترکیب این دو مثلثات . اما آقای مسعودی هیچ فکر کردی که این دو مخلوق و انتزاع ذهن بشر هستند و ما به ازای خارجی ندارند . در یک تقسیم بندی علوم را به حقیقی و اعتباری تقسیم می کنند . حقیقی مثل علوم تجربی و انسانی ( جدید ، که باز مبتنی بر مشاهده و آزمایش و تجربه هستند ) .بدین معنی که این دانش ها موضوعی را مورد مطالعه قرار می دهند ، که آن موضوع ، در خارج از ذهن وجود خارجی دارد . ماده بی جان ، ماده جاندار و جاندار با حرکت و در مرتبه ی بعد جاندار با شعور . و چنانکه قبلا هم عرض کردم هر علمی موضوع و روش خاص خود را دارد . اما اخلاق و حقوق اعتباری هستند یعنی قضایای آن ها دستوری و باید و نباید است و قابل صدق و کذب نیست یعنی اخباری نیست و از حقیقتی خارج از ذهن حکایت نمی کنند .

 

اما ریاضیات و هندسه چطور ؟ به قول امانوئل کانت موضوع این ها در ذهن بشر است و نه خارج از ذهن . شما عددی و یا شکل هندسی ای در طبیعت و خارج از ذهن ندارید . عدد دو و بشتر از آن در خارج از ذهن وجود ندارد و این ما هستیم که که دو و بیشتر از آن را انتزاع می کنیم . همینطور است اشکال هندسی . شما هیچ مربع ، مستطیل ، مثلث ، دایره ... کاملی در در خارج از ذهن ندارید و تازه آنچه در معماری ساخته می شود نیز شکل کامل و دقیقی ، آنطور که در ذهن داریم ، که همه ی ابعاد آن دقیق باشد ، نیست . اصطلاح جدید دنیای مجازی ، بر حساب و هندسه کاملا قابل تطبیق است . اما بشر این دانشی که موضوع آن در ذهن است را برای اندازه گیری امور واقعی و فیزیکی از قدیم بکار می برد و بعد از رنسانس گستره ی بکار گیری آن همه ی علوم را در بر گرفت . تکنیک محصول ترکیب دانش محاسبه و سایر دانش های تجربی ست . تازه تئوری نسبیت انشتین و نظریه کوانتوم ماکس پلانگ و اصل عدم قظعیت هایزنبرگ و طرح انحناء فضا و محاسبه در اندازه های میکرو و مایکرو مبنای محاسبه نیوتونی را به هم ریخت . با کمیت ها می توان شناختی از عالم به دست آورد که کاربردی باشد و به رفع نیازهای مادی بشر و پیشرفت تکنیک کمک فراوان بکند ، که تا کنون نیز چنین بود . اما عالم ، با ریاضیات و اندازه گیری های بشری آفریده نشده است .

 

کافیست به فیزیک نور ، در حد اطلاعات عمومی ای که من دارم و نه تخصصی ، نگاهی بیندازیم و غرور علمی قرن 19 اروپا و غلبه ی ساینتیسم و تواضع علمی امروزی دانشمندان را با آن مقایسه کنیم . با اینکه هسته ی اتم هم شکافته شده است ، اما هنوز این سئوال که ماده چیست ، پاسخ درستی ندارد . از یک نگاه ، ماده انرژی متراکم است ، انرژی چیست ؟ اثر آن قابل مشاهده است اما خودش محسوس و ملموس نیست . پس عالم بسیار بزرگتر و پیچیده تر از آن است که فکر می کنیم و در عالم ، آدم ناشناخته ترین است .

 

آقای مهندس شما وقتی عددی را در مکانی قرار می دهید ، نه عدد مکان می شود و نه مکان عدد . مکان امری واقعی و خارجی ست ، اما عدد امری ذهنی و انتزاعی و قراردادی .وقتی که شما پدیده ای فیزیکی را با عددی نشان می دهید ، یک کار قراردادی انجام دادید درست مثل اسم اشیاء در زبان های مختلف که قراردادی ست . و میدانید که همه ی زبان ها قراردادی هستند به همین دلیل اسم اشیاء و افعال در زبان های مختلف متفاوت است . زبان عدد را ، گر چه قراردی است اما ، می توان بر آن توافق جهانی کرد . ولی ظرقیت زبان اعداد ، برای فهم همه ی واقعیت ها و حقایق جهان ،محدود است . به علاوه این زبان خشک و ناتوان و نارساست . اگر چنین بود ریاضیات جای همه ی زبان ها را می گرفت و همه آدم ها ، تمام ارتباطات شان با یکدیگر از طریق اعداد بیان می شد .زبان ریاضی ، دقیق ترین زبان است اما در محدوده ی خاص . نمی تواند همه ی اعمال و احوال و دریافت ها و دانش های بشری را بیان کند و به تصویر بکشد . و نمی تواند همه ی جهان فیزیکی را تبیین و تحلیل و تعلیل کند ، چه رسد به جهان غیر فیزیکی که در آن زمان و مکان می شکند و کمیت در آن بی معناست .در مثال سیم و میله ای که گفتید تشابه تمثیلی وجود ندارد .


 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 14:42  توسط علیرضا مسعودی   | 


علیرضا مسعودی

وقتي كه كودكي شش ساله بودم در ابتداي سال اول دبستان نحوه شمارش ونوشتن اعداد را از معلمم پرسيدم وبلافاصله يادگرفتم ومينوشتم از يك  تا  1500 وآرام آرام همه را يادگرفتم . واينها در ابتداي سال اول خارج از برنامه درسي محسوب ميشد.درآن دوران هميشه من خود را به يك بازي سرگرم ميكردم والان برام تبديل به يك خاطره شده است و ازآقاي رضاتوفيقي اجازه خواستم كه آ نرا در راستاي بحث تفكر سيستمي مطرح نمايم . داستان از اين قرار بود كه من همه روزه  تعدادي سنگ و كلوخ جمع كرده وبراي هر عدد يك مكان درنظر ميگرفتم وهر سنگ را درمكاني قرار ميدادم كه در ذهنم جايگاه عدد مربوطه بود. در نهايت سنگها روي يك منحني قرار ميگرفتند ودرواقع از قرار دادن سنگها شكلي حاصل ميشد .سالها من مشغول اين كار بودم ولي بعد ازمدتي اين كار تكرار نشد اما همچنان جايگاه هر عدد در ذهنم محفوظ مانده است .جالب اينجاست  كه اعدادي مثل دوسوم يا راديكال دو و خيلي از اعداد ديگردر ذهن من جائي نداشتند ودليل آن صرفا عدم آگاهي من را جع به اعداد گنگ ، منفي ويا موهومي بود ونه اينكه واقعا اين سري از اعداد را نميشد با مكان نشان داد. اكنون كه در حال نوشتن اين سطورم هنوز برآن عقيده ام وحتي فكر ميكنم كه شايد بتوان تمام مجموعه هاي اعداد را با يك شكل سه بعدي نشان داد . ولي پيامي كه اين مطلب را بخاطر آن نوشتم اين است براين باورم كه برعكس ، تمام پديده هاي فيزيكي  وغير فيزيكي را ميتوان با يك عدد ويا با يك سري عدد نشان داد.دقيقا مانند يك سيم كه اگر آن را بصورت مفتول در بياوريم با يك سري اعداد قابل بيان ميباشد .آن سري اعداد را با معادله خط بيان ميكنيم .اگر سيم را به شكل دايره درآورده باشيم آنگاه باز هم با يك سري اعداد بيان ميشود ولي اين بار آن اعداد را با استفاده از معدله دايره  و... توليد مينمائيم . ما دراين تبديلها از شبيه سازي يا مدلسازي رياضي استفاده كرده ايم .وقتي بحث شبيه سازي ومدلسازي را بصورت تخصصي ياد گرفتم ديدم كه آن بازي كودكانه من نيز الان اعتبار خودش را دارد ودرواقع  كاري كه ميكردم يك نوع مدلسازي ابتدائي بوده است .

سوال : آيا اگر نتوانيم شيئ يا اشيائي را مدل كنيم  بايد نتيجه بگيريم كه مدلسازي رياضي داراي محدوديت است ويا اينكه بعضي از اشياء معدل رياضي ندارند؟

مشكلي كه ما امروزه دست به گريبان آن هستيم اين است كه عادت كرديم فقط براي اعداد مكان يابي  كنيم ولي عكس آن را بدرستي ياد نگرفتيم ومهمتر از آن اين است كه پارا فراتراز محسوسات نگذاشته ايم .

مايلم در اينجا يك نتيجه گيري كنم :

دنيائي داريم كه تشكيل شده است از بخش فيزيكي مانند : اجسام مختلف وقابل اندازه گيري و بخش غيرفيزيكي مانند غم ، عشق ، زيبائي و...

دنياي ديگري داريم كه تماما از عناصر غيرفيزيكي تشكيل شده است مانند : معدله خط ، معادله بيضي و تمام مجموعه هاي عددي . هر كدام از عناصر دنياي دوم متاظر است با عنصري در دنياي اول .

ما همه عناصر اين دنيا را هنوز به تمام وكمال درك نكرده ايم.ولي در تلاشيم كه آنها را درك كنيم.مانند مدل قابل قبولي از عشق يا اندوه كه به خوبي معدله يك دايره درك نشده است .ولي آنهائي كه درك شده اند دنياي ديگري را تشكيل ميدهند كه درواقع ميزان تصرفات نوع بشر از دنياي ايده آلي نوع د وم ميباشند.

   رسالت ما توسعه دنياي سوم است.

علاقه مندان میتوانند جهت مطالعه بیشتر به کتاب زندگی سراسر مسئله است از کارل پوپر مراجعه نمایند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 14:52  توسط علیرضا مسعودی   | 


علیرضا مسعودی    


دوستان خواننده توجه فرمایند که مطلب زیر مقدمه ی یکی از کارهای تحقیقی اینجانب در مورد تفکر سیستمی است که جهت مطالعه علاقه مندان در زیر آورده ام . درهنگام انتقال، کمی از انسجام در طبقه بندی از حیث نگارش افتاده است که امیدوارم به محتوای مطلب عنایت شود و نه تمرکز بر شکل آن / با تشکر


1 مقدمه

        تصور میشود نسل جدید نیاز به روشهای مؤثرتر وکاراتری جهت بررسی وتجزیه وتحلیل مسائل واتفاقات جهان اطراف خود دارد.آنها برای مدیریت وحل مشکلاتی که در زندگی برایشان پیش می آید به اطمینان واعتماد به نفس بیشتری نیازمندند ولذا میبایست ابزار بهتر وقدرتمندتری بیابند.پر واضح است که با زمینۀ فکری که وجود دارد هیچ ابزارفکری بجز رویکرد دینامیکی وروش مدلسازی دینامیکی با زمینۀ تفکر سیستمی نمیتواند باشد. با توجه به مقدمۀ فوق هر فرد تحصیلکرده وفهمیده ای برای دستیابی به این ابزار فکری میبایست ابتدا در سه زمینه خود را آماده  نمایند که موضوع بخشهای بعدی میباشد.

2-     1 توسعۀ مهارتهای فردی

        مهمترین اصل برای توسعۀ مهارتهای فردی تحمل اندیشه و نظری است که بر خلاف آنچه تاکنون فکر میشد ابراز شود .در نظریۀ سیستمهای دینامیک  نیز این اصل چارچوبی را بنا میکند که براساس آن فرد میبایست به تحمل نظریه های غیر معمول وغیر متعارف عادت کند و در اینصورت کم کم به یک سازگاری مبتنی بر درک واقعیت دنیای پیچیده ای که در آن زندگی میکند تن در میدهد .یکی از ویژگیهای این چارچوب شفافیت در سخن گفتن وابراز عقیده است .

1- 1 مبانی تفکر وارتباط شفاف

        میدانیم زبان معمولی دارای عبارات مبهم ، ناقص وحتی غیر منطقی است که به افراد اجازه میدهد خود را برای دیگران ناشناخته باقی گذارند و به همین دلیل  میگوئیم زبانهای محاوره ای برای شفاف سخن گفتن وسازگاری با واقعیتها اصول وقواعد معینی را ارائه نمی نمایند ولی برعکس  مدلسازی کامپیوتری به عبارات صریح ، آشکار وسخت گیرانه ای تحت عنوان عبارات ریاضی نیاز دارد.

        فرض کنید بخواهیم بگوئیم "مردم همیشه درست قضاوت خواهند کرد " .این عبارت در محاوره زیاد استفاده میشود ودر زبان معمولی قابل قبول است ولی اگر بخواهیم آن را بعنوان ورودی یک مدل در نظر بگیریم آنگاه تحت فشارقرار میگیریم تا بسؤالات زیر پاسخ گوئیم : کدام مردم ؟، چه قضاوتی ؟و با چه دقتی قضاوت خواهند کرد؟.

        بنابراین نسل تحصیلکردۀ جدید میبایست برای تبدیل عبارات گویشی به عبارات صریح قابل استفاده در یک مدل شبیه سازی شده کامپیوتری تلاش نموده وبکوشد به دقت لازمه برسد.بعنوان مثال یک فرآیند ساده مانند پرکردن یک بطری با آب ویا وصف فرآیند سرد شدن یک فنجان چای میتواند سوژه ای باشد که نیاز به شفاف گوئی دارد که آسان نیست ونیاز به تمرین دارد.زیرا موضوع اصلی شفافیت درگفتن ونوشتن به همراه دقت مورد نظر است .

        تبدیل زبان توصیفی به زبان مدلسازی نصف کار ورسالتی است که بر عهدۀ ما است .ترجمۀ معکوس از زبان مدلسازی  ومدل شبیه سازی به زبان توصیفی  نیز از اهمیت برخوردار است. نتیجۀ این فرآیند معکوس عبارات شفاف ودقیقی هستند که از ساخت واستفادۀ مدل سرچشمه میگیرند.

        نسل آینده در قرنی زندگی میکند که به ناچار میبایست نتایج پیشرفت تکنولوژی اطلاعات را در عرصۀ زندگی اقتصادی ــ اجتماعی وسیاسی خود تجربه نماید وبدون شک این نتایج حاصل پیشرفت در عرصۀ الکترونیک وکامپیوتر در قرن بیستم بوده است ولذا اگر بپذیریم که قرن بیست ویکم عصر فناوری اطلاعات است آنگاه کاربرد تفکر سیستی بطور کلی ورویکرد سیستمهای دینامیک بطور اخص جایگاه رفیعی در عرصۀ تحقیق وپژوهش پیدا میکند .این نتیجه بخاطر سازگاری این نوع نگرش با نتایج پردازشهائی است که مدلهای کامپیوتری برروی اطلاعات مبتنی برواقعیتها انجام میدهند.بنابراین نسل ما بر خود میداند تا با طراحی ویا معرفی نرم افزارهای مناسب به نسل آینده بیاموزد که چگونه میتواند دست به ایجاد محیطهای مجازی بزند . کاربرد این محیطهای مجازی محدود به تحقیق وپژوهش نمیشود ولی جدیترین کاربرد آن تحقیق در زمینه هائی است که در محیطهای واقعی مشکل یا محال است .بنابراین با ایجاد چنین محیطهائی دیگر در نظر گرفتن ملاحظات انسانی ، اخلاقی ومالی دغدغۀ خاطر محقق نبوده ولذا با جسارت تمام میتواند با استفاده از مدلسازیهای مناسب در محیطهای مجازی دست به تجربه های مکرر جهت حل مشکلات ومعضلات بزند .انسان امروز دریافته است که بیشترین تنش ناشی از عدم توافق ها بعلت درک نادرست ومتفاوت از رفتارهای مبتنی بر مفروضات ایجاد میشود واین مسئله با اختلاف نظر در مورد خود مفروضات فرق دارد.  

       با توجه به نکتۀ فوق میتوان گفت  طراحی وساخت یک مدل دینامیکی برای هر پدیده وهر سیستم با استفاده  ازاصول وقواعد تصمیم سازی محلی برای وجود اختلاف نظر نیست بلکه برعکس وقتی که یک مدل براساس ساختار وسیاستهای پذیرفته شده طراحی شد رفتار مشاهده شدۀ آن میتواند شروع اختلاف نظرها باشد ولی وقتی که دلیل یا دلایل بروز رفتارها درک شد آنگاه اختلاف نظرها به یک توافق ووحدت نظرهمگرا خواهد شد.بنابراین بنظر میرسد برای کاهش برخوردهای سیاسی واجتماعی بهتراست از رویکرد مدلسازی دینامیکی وتفکر سیستمی بعنوان یک راه حل کاربردی استفاده کردواین اهمیّتی است که این تحقیق بخاطر آن ارائه شده است .

2 - 1 شجاعت در ارائۀ نظر ومدل

        یک انگیزۀ بسیار قوی برای مدلسازی وارائۀ نقطه نظرات جدید وجود اندیشه های کهنه وسنتی است .این اندیشه ها ازگذشته تا به امروز در مورد سیاستهای اقتصادی ــ اجتماعی وجود داشته وپذیرفته نیز شده است ومتأسفانه منبع بسیار عظیمی از مشکلات را برای نسل امروز به ارث گذاشته است ولذا نسل آینده باید بیاموزد که چگونه با جسارت وشجاعت ، برمبنای واقعیتها واطلاعات موجود اقدام به طراحی مدلهائی نماید که این مشکلات را به روش سیستمی بررسی وراه حل کاربردی وواقع بینانه برایشان ارائه نماید ونائل شدن به این هدف جسارت می طلبد. بنابراین آنها باید بیاموزند که اگر تشخیص دهند تفکرات عامۀ مردم درست نیست مدلی برای درک عمیقتر ارائه نمایند وافق دید خود را فراتر از زمان حال توسعه دهند ودر مقابل تنگ نظری وتفکرات ناقص اکثریت قد علم کنند.

        با کارکردن با مدلهای دینامیک نه تنها باعث افزایش مهارت در ارائۀ عبارات وبیانات دقیق میگردد بلکه شجاعت اینگونه عمل کردن را نیز تقویت مینماید. اغلب مردم در اکثر اوقات عباراتی را در سخن گفتن ونوشتن بکار میبرند که بسیار ناقص وسطحی هستند بگونه ایکه نمیتوان سخن آنان را اثبات و یا تأیید کرد واز طرف دیگر چنین بیاناتی نمیتواند کارائی واثربخشی لازم را در مخاطب ایجاد نماید.بنابراین میبایست یاد بگیریم چگونه مختصر وشفاف بیان کنیم تا به این روش بتوان با استفاده از عبارات دقیق پی به خطاها واشکالات شخص برد. اگر چنین کنیم تبدیل به یک شخص رک گو میشویم وبه اصطلاح صراحت لهجه پیدا خواهیم کرد .بیان یک عبارت دقیق به منظور ومفهوم شفافی منسوب است امّا نباید فراموش کرد که یک عبارت دقیق الزاماً صحیح نمیباشد ولی برای یک ارتباط شفاف وبدون غّل وغش الزامی است . نسل جدید باید یاد بگیرد که برای دقیق بودن باید از شجاعت خود استفاده نماید. در این صورت حتّی اگر ادعایش درست نباشد باعث میشود بیشتر یاد بگیرد وهمین سبب ارتقاء درک او از واقعیتها میشود. شاهد این رویکرد هزاران مورد پیشرفتی است که انسان در عرصۀ تکنولوژی داشته است لذا کار را باید در عرصۀ اقتصاد واجتماع با جدیّت شروع کرد.        

1 - 3 بردباری وتحمل فردی

        نسل امروز ومخصوصاً فردا میبایست راه وروش وشیوۀ پاسخگوئی به مسائل ومشکلات جهان پیرامون خود را تغییر دهد واین امر تحقق نخواهد یافت مگر به کمک  تجارب حاصل از شبیه سازیهای کامپیوتری . زیرا با استفاده از آنها پیچیدگیهای سیستمهای اجتماعی واقتصادی در هر سطحی چه خانواده ، جامعه وشرکت ها وچه در سطح روابط ملی وبین المللی  میتواند حس شود.گرچه این مدلها غیر فیزیکی هستند ولی طبیعت آنها توسط مدلساز درک میشود. فرآگیری این نکته بسیار مهم است که راه حلهای صریح وآشکار همیشه درست نیستند واگر چنین ادعائی شود یک منبع از مشکلات راکه همیشه دامنگیر سیستمهای طبیعی وانسانی است تدارک دیده ایم.یکی از ویژگیهای  سیستمهای فورموله شده این است که هرگز سازندۀ آنها جسارت چنین ادعائی را درخود پرورش نمیدهد.

        اگر افراد آشنا به روش مدلسازی دینامیکی در خصوص زندگی خود اقدام به ارائۀ مدلهای لازم ننمایند حتماً توقع دارند مدل سیستمهای دینامیک لازم  توسط مبتکرین ومحققین سیاستهای اقتصادی واجتماعی چنین کاری را انجام دهند .از طرف دیگر درعصر حاضر مردم انتظار دارند که چنین مدلهائی برای بررسی بیشتر در اختیار عموم مردم قرار گیرند.در جوامع توسعه یافته اکثر مردم تحصیلکرده با هرمیزان آشنائی که در زمینۀ مدلسازی دارند تقریباً میتوانند چنین مدلهائی را  بخوانند ، بفهمند ومورد تجزیه وتحلیل قرار دهند . از همه بیشتر ومهمتر مدلهای کامپیوتری بعنوان چارچوبی برای تعیین سیاستهای اجتماعی واقتصادی عمل میکنند.

1 – 4  درک روابط داخلی

        در تفکر سیستمی درک وابستگی اجزاء نسبت به بررسی جداگانۀ آنها از اهمیت وجذابیت بیشتری برخوردار است .روابط متقابل نشان میدهند که چگونه حلقه های فیدبکی برای ایجاد وتولید یک رفتار ، سازمان می یابند.آنهائی که دارای اطلاعات کافی در زمینۀ مدلسازی سیستمی هستند نسبت به چگونگی تشکیل جهان حساس می باشند.از دیدگاه آنها ساختارهای بهم پیوستۀ داخلی به بخش یا قسمت معنی ومفهوم میدهند.

        در قرن گذشته تغییرات نتیجۀ اجتناب ناپذیر تکنولوژی جدید بود ولی در قرن حاضر تغییرات نتیجۀ تغییر متغیرهائی از قبیل رشد جمعیّت  ، ازدحام ، آلودگی ، تنزل مرتبۀ محیطی واقلیمی از حیث توسعه یافتگی  وکاهش مواد غذائی ، آب ومنابع خواهد بود. به عبارت دیگر جوامع بطور پیوسته تغییر شکل میدهند ودر نتیجه نقش افراد نیز به همان نسبت تغییر خواهد کرد.ما نیز بعنوان قشر تحصیل کرده با استفاده از تفکر وروشهای مدرن تحقیق وپژوهش میبایست برای رویاروئی با تغییرات غیر منتظره آماده باشیم .

        تفکر سیستمهای دینامیک یک چارچوب اصلی برای همۀ موضوعات تحت  بررسی ارائه مینماید. درواقع همۀ موضاعت را در هر حیطه ای از علم در یک چاچوب وقالب فکری میبیند زیرا اعتقاد براین است که روابط داخلی  تنگاتنگی بین آنها برقراراست . با درک این چارچوب وکاربرد صحیح آن تغییر از یک رشته یا موضوع تحقیقی به دیگری آسان وعملی خواهد شد .بعنوان مثال یک دانشجوی رشتۀ مهندسی برق چنین توانی دارد زیرا او چارچوب تفکر دینامیکی را خوب درک کرده است وانواع روشهای مدلسازی را با سیستمهای خطی شروع وتمرین کرده است ودر سال آخر تحصیلی با سیستمهای غیر خطی وروشهای بررسی آنها آشنا شده است ولذا بررسی وانجام مدلسازی وشبیه سازی روابط انسانی وسازمانی برایش کار آسان ولذتبخشی خواهد بود.

        فردی که معتقد به تفکر سیستمی است در سیستمهای متفاوت ومختلف درجستجوی عناصر مشترک میباشد وبرنقاط اختلاف متمرکز نمیشود.بعنوان مثال جوامع مختلف دارای ساختارها وزیربنای یکسان میباشند ولی کاملاً با هم متفاوتند وبه همین دلیل دامنۀ رفتار یکسانی را از خود بنمایش میگذارند.

        قابلیت انتقال وتعمیم از ویژگیهای تفکر سیستمی است ولذا این قابلیت در مورد ساختار ورفتار میبایست بین رشته های علوم پایه وعلوم انسانی بعنوان یک پل عمل کند.چون ساختارحلقه های فیدبکی در هردو حیطۀ از علم وجود داشته ویک فصل مشترک ایجاد میکند لذا باعث ایجاد یک زبان مشترک نیز میگردد واین زبان ، علوم پایه ، اقتصاد ورفتار جوامع انسانی را در چارچوب ساختارهای دینامیکی بهم مربوط میکند.ملاحظه میشود با  این  تفکر یک حرکت  برگشتی به عقب وبه انتهای  دورۀرنسانس را در ذهن خود پرورش میدهیم وبه آن اصطلاح وحدت علوم را اطلاق مینماییم .ولی نباید از این سوءظن بیم داشت زیرا بمحض اینکه وحدت اصولی میان رشته های مختلف علم مطرح میشود یک مفهوم تجددگرائی را نیز باخود حمل مینماید.زیرا منظور این نیست که همۀ علوم زیر مجموعه ای از فلسفه میباشند آنطور که در قرن سیزدهم تصور میشد بلکه مثل این است که بگوئیم مسافرین برای مقاصد مختلف با استفاده از یک وسیلۀ نقلیه مانند هواپیما به تهران میروند .چارچوب فکری ما یعنی رویکرد سیستمهای دینامیک بعنوان یک روش مدرن تحقیقی افراد مختلف را برای رسیدن به مقاصد مختلف کمک میکند.واز این حیث بین علوم مختلف یک فصل مشترک ووحت ایجاد میشود.

1 – 3 چشم اندازی برآینده وهویت فردی

        هویت یک فرد تحصیلکرده وحتی فرد عادی در گرو روشی است که برای تحقیق برمی گزیند. از طرف دیگر احراز یک شخصیت نسبی میتواند راه را برای رویاروئی با درک حقایق هموار نماید .بنابراین بین هویت شخص وبینش فکری او یک رابطۀ دو طرفه برقرار است .عصر حاضر تغییرات سریع وجهشی را به انسان نشان میدهد ودر ارتباط با این تغییرات است که ماهیت افراد وجوامع با نوع برخوردشان مشخص میشود.

        افراد دارای ماهیّت استبدادی یک چارچوب سلسله مراتبی غیرقابل انعطاف برای تفکر خود برمیگزینند .آنها موجوداتی دمدمی مزاجند وحتی برای چارچوب سلسله مراتبی خود دلیلی ندارند ونمیخواهند و به دیگران نیز اجازه استیضاح ندارند ومایل نیستند در مقابل چراهائی که از آنها میشود دلیل بیاورند.

        برعکس افراد دارای ماهیت بدعت گذارمعتقدند برای هر اتفاقی دلیل یا دلایلی وجود دارد. حتی اگر آن دلایل ناشناخته باشند .مهم این است اعتقاد به وجود آنها  دارند وبراین عقیده اند که اگر آن را بفهمند میتوانند هرتغییرسریع وجهشی را کنترل وهدایت کنند . حال سؤال این است که چرا انسان دارای ماهیتهای متفاوتی است ؟

        واقعیت این است که هر بچه ای بصورت یک موجود خلاق متولد میشود .این موجود دوست دارد ببیند و بفهمد و کشف کند که اشیاء چگونه کار میکنند ودر نهایت دوست دارند یاد بگیرند چگونه بر محیط اطرافشان مسلط شوند .امّا فرآیندهای اجتماعی عصر حاضر بگونه ای است که میل به اکتشاف وپرس وجو را ریشه کن میکند وتکرار این مقاومتها در برابر تمایل به نوع آوریها بتدریج شخصیت افراد را به سمت شخصیتهای استبدادی سوق میدهد .اگر ازابتدا به بچه های دانش آموز ویا دانشجویان آموزش داده شود که میتوانند در فورموله کردن ویا شبیه سازی سیاستها وساختارهای تحت بررسی اشتباه کنند وسپس با سعی دوباره آن اشتباه را برطرف نمایند آنگاه روحیۀ بدعت گذاری درآنها ایجاد میشود ومطمئناً ماهیتشان استبدادی نخواهد بود.لازمۀ خلاق بودن این است که شخص اشتباه کند و چون شبیه سازی مدلهای کامپیوتری یک فرآیند تکراری از سعی وخطاست زمینۀ خلاق بودن از این طریق برای انسان مهیا میشود .یک شخص مستبد از اشتباه ترس دارد وسعس نمیکند آنچه را که نمیداند آزمایش وارزیابی نمایدو یک شخص خلاق میداند که اشتباهات به منزلۀ سنگها یا کلوخهائی هستند که انسان را متوقف میکنند تا بهتر بفهمد.تفکر سیستمی و رویکرد دینامیکی آن ، فورموله کردن و  شبیه سازی کامپیوتری  روش درست آموزش افراد خلاق برای مقابله با استبداد فکری است .

1 – 3 – 1 مدلهای ذهنی ومدلهای کامپیوتری

        درک مدلهای ذهنی بعنوان تصویرواقعیتهای جهان پیرامون ما وفورموله کردن وتهایتاً شبیه سازی آنها از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است لذا ضرورت دارد دراین رابطه توضیحاتی ارائه شود.          

        در دنیای متمدن همۀ تصمیماتی که در هر زمینه ای اتخاذ میشود بر پایۀ استفاده از مدلهاست وجالب است بدانیم که نطفۀ همۀ مدلها ابتدا در سرما منعقد شده اند وبه آنها مدلهای ذهنی گفته میشود.مدلهای ذهنی چیزی جز مجموعه ای از مفروضات ومشاهدات بدست آمده از تجربیات روزان نیستند ولذا ممکن است بخاطر عدم قابلیت اندازه گیری بسیاری از پارامترهای آنها دقیق نباشند.امّا باید اذعان داشت که این مدلها اکثر قریب به اتفاق فعالیتهای اقتصادی واجتماعی را در هر جامعه ای کنترل مینمایندوبنابراین برما واجب است که بدانیم این مدلها چه وقت مفید ودر چه مواقعی غیر قابل اطمینانند.درمواردی که در صدد ایجاد اطمینان برای اینگونه مدلها هستیم وظیفه داریم آنها را  شبیه سازی نمائیم واین امر امکان پذیر نیست مگر اینکه قبلاً به هر طریق ممکن آنها را فورموله کرده باشیم واینجاست که اهمیت فورموله کردن برای ما آشکار میشود.

اطلاعات استنباط شده از مدلهای ذهنی اصولاً در مورد ساختار وسیاست سیستم ها مختلف بوده وبسیار ارزشمند میباشند .منظور از ساختار، مؤلفه های موجود در یک سیستم واتصالات بین آن مؤلفه هاست .منظور از سیاستها ، قوانینی است که دولتها برای تعیین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات وضع کرده است ودر اینجاست که  ساختارها وسیاستهای مدلهای ذهنی  بطور قابل قبولی منبع اطلاعات میباشند .

        مشکل عمده در ارتباط با مدلهای ذهنی این است که این مدلها دارای اشکالات جدی میباشند وتا اندازه ای بعلت ناقص بودن وهمچنین تناقضات درونی آنهاست وجدیتر این است که استخراج واستنباط درست از ساختاری که در ذهن مجسم میکنند وهمچنین از اطلاعات آنها مشکل است .لذا فورموله کردن وشبیه سازی دینامیکی آنها جهت جبران نارسائی های آنها صورت میگیرد.ولی باید توجه داشت که نواقص وتناقضات درونی اینگونه مدلها میبایست قبل از مرحلۀ شبیه سازی یعنی در هنگام فورموله کردن آنها برطرف گردد.بعدازاینکه منطق مدل بررسی شد میتوان آن را با استفاده ازیک نرم افزار بکمک کامپیوتر اجرا کرد. 

        این نکته باید مدنظر قرارگیرد که تنها روش اثبات روائی وتأیید مدلها چه ذهنی وچه کامپیوتری جز استفاده از مفروضات مربوط به سیاستها وساختارها واطلاعات موجود وجود ندارد.آنگاه نتایج شبیه سازی میبایست با سیستم واقعی تحت بررسی مقایسه گردد واختلاف بین آنها برای بهبود مدل ذهنی وکامپیوتری مورد استفاده قرارمیگیردوبه این ترتیب دیدگاههای جدیدی در مورد رفتار مدل شده بصورت ذهنی وکامپیوتری ایجاد میشود.مدلهای ذهنی آنقدر ادامه پیدا میکنند تا اینکه پایه واساس بیشتر تصمیمات واقع میشوند امّا آن مدلهائی مناسبتر ومفیدترند که با استفاده از کامپیوتربتوان آنها را به تعامل واداشت . آنها را به تعامل واداشت .   

1 – 4 درک طبیعت سیستمها

1 – 4 -3 خود کرده را تدبیر نیست

        مسائل ومعضلات هر جامعه توسط افراد آن جامعه ایجاد میشوند ولی آنها عادت دارند دیگران را ملامت کنند.بعنوان مثال والدین همیشه از مسئولین مدارس بخاطر پائین بودن راندمان کارفرزندشان شکایت دارند ولی واقعیت این است که این مشکل را عمتداًخود والدین با عدم مشارکت در راهنمائی فرزندشان بوجود آورده اند. نمونۀ دیگر شرکتی است که سقوط قیمت محصولاتش را دمدمی مزاج بودن مصرف کنندگان وعدم رقابت مناسب میداند در صورتیکه اگر دقت کند متوجه میشود که این مشکل ریشه در نهادهای داخلی آن شرکت مثل پائین بودن کیفیت تولید دارد.

        این تحقیق جوابی است به اینگونه تفکرات که باعث پرورش افراد بی مسئولیت میشود.نسل امروز وفردا باید درک کند که منبع مشکلات هر فرد ، جامعه یا کشوری را باید در اعمال خودشان جستجو کنند واین کاررا باید قبل از متهم  ومقصر کردن دیگران انجام دهند.

        عملکرد پائین هرشخصی باعث عدم موفقیت در نیل به اهدافش میشود.یک مؤلفه مهم  واصلی هر سیستم همان هدف سیستم مربوطه است که برآیند تمام تلاشهای سیستمی در آن راستاست . در مدلهای ساده  مقدار این مؤلفه یک عدد ثابت در نظر گرفته میشود.بعنوان مثال هدف ازیک سیستم کنترل موجودی نگهداری مقدار موجودی در سطح ثابت ومشخصی است ودر یک سیستم تنظیم خواب هدف نگهداشت میزان استراحت در مقدار قابل قبول وثابتی است .

        دریک سیستم پیچیده اهداف خودشان بعنوان متغیر تلقی میشوند وتمام کوششها برای رسیدن به آنها بعمل می آید لذا در صورت شکست در نائل شدن به آنها میبایست بگونه ای تعدیل شوند که قابل دست یافتن باشند .نتیجه وپیامد متغیر بودن اهداف این است که انگیزه برای رسیدن به اهداف بزرگ سقوط میکند وهمانطوریکه عملکرد بطور پیوسته پائین آید اهداف ناکافی وناقص بیشتر شده واین حرکت مارپیچی ادامه یابد.

        آنچه که قابل توجه است استفاده از مدلهای دینامیک برای نشان دادن مکانیزم فروریختن اهداف از قبل تعیین شده است .دراینصورت همه درک خواهند کرد که چگونه اهداف توسط خود افراد به سطوح پائین تنزل مینماید.مهمترین درسی که مایاید یاد بگیریم این است که وقتی فروریختن اهداف عادت شود بزرگترین تهدید برای آینده محسوب میگردد.      

 1 – 4 -4 اهداف بلند مدت در مقابله با اهداف کوتاه مدت

        اهداف بلندمدت وکوتاه مدت از پیچیدگی بسیار ظریفی برخوردار است که درک آن به آسانی میسر نمیشود مگر با استفاده از دیگاه وتفکر سیستمی ونهایتاً استفاده از رویکرد دینامیکی برای فورموله کردن ونمایش آن بصورت نمودار .این پیچیدگی در زندگی روزمرۀ هر انسانی وهر جامعه ای قابل مشهده ودرک است البته بر پایۀ تفکر سیستمی .بطور کلّی کارهائی که لذت وپاداش آنی دارد همیشه یک پیامد اجتناب ناپذیر دارد وآن مجازاتی است که در آینده در انتظار شخص است والبته عکس آن نیز درست است .با توجه کرد که بندرت میتوان در این زمینه استثنائی یافت . فردی که دزدی میکند میتواند فوراً سود ببرد وخوشگذرانی نماید ولی کدام طرز تفکر است که از بعد علمی ونه اخلاقی به وی نشان دهد در آینده این لذت را با رنج جبران خواهد کرد .شخصی که همۀ شب را برای انجام کار مهمی بیدار میماند باید مطمئن باشد که طی حداقل چند روز آینده از کارائی بسیار کمی برخوردار خواهد بود لذا ملاحظه میشود که به این طریق جبران میشود.همینطور ممکن است که انسان با مصرف مواد مخدر از لذت آنی برخوردار شود ولی تاوان آن را در آینده با فقیر یا مریض شدن پس خواهد داد.وام گرفتن ممکن است در کوتاه مدت باعث بالا رفتن استاندارد زندگی شخص شود ولی در بلند مدت تاوان آن را بصورت پائین رفتن استاندارد زندگی وپرداخت اصل وفرع آن از دست خواهد داد .همۀ مسائل مطرح شده را میتوان با استفاده از رویکرد سیستمهای دینامیک درک ، فورموله ، شبیه سازی وسیاستگذاری کرد.

  

 

ب  -  ایجا یک چشم انداز وهویت ثابت جهت تطبیق وسازگاری با عصر آینده با همۀ دستاوردهای علمی وتکنولوژیکی آن

ج -  درک واقعیت سیستمهائی که با آنها کار وزندگی میکنیم


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 22:54  توسط علیرضا مسعودی   |