علیرضا مسعودی
امروز ۶/۷/۲۱۰۸ ميلادي مصادف با ۱۹/۲/۱۴۸۷ هـ . ش است .
بدون اينكه از ترس شمشير برزمين سرساييده باشم ويا براي فرار از تمسخركم مايه اي ، به زيرزمين پناه برده باشم ، به اندازه نياز، با خداي خودم رازونياز بجاي آورده ام .
من براي شناخت تو ديگر نميتوانم از ابزارهاي فرسوده آلت دست تو استفاده كنم .توبراي كشف اسرار نياكانت زمين را خراش ميدادي وچه خوب آموختي كه با خراش ماسه وسيليس سواحل دريا هاي محيط شده برژاپن حافظه را خلق كني وزمين راآبستن صداي ٍ شكنجه ،شلاق وگلوله نمائي.
كاش بودم وشاهد ماجراي غم انگيز منتهي به قرن ترانزستور مي شدم و كاش بودي و شاهد ماجراي خروج هيجان انگيز ترور از صحنه زندگي بشر امروز ميشدي !!!
من آنسوتر از نقطه تلاقي مسيرهاي بايد ونبايد با هست ونيست روي جاده اي درحال حركتم كه پشتم به جلو و رو به سوي تو و به گذشته تو در حال حركتم.راستي بخاطر بياور كه نقطه تلاقي فوق را پايان ايدئولوژي ناميده بودي .
باري من آنسوتر از ايدئولوژي زندگي ميكنم وبه همين دليل ماهيچ مبنائي براي كشتن همديگر نداريم .
كاش بودي ونواختن موسيقي بي آهنگ سكوت انساني رميده ازگذشته اي پر از كشت وكشتار را نظاره ميكردي !!!
امّا ميخواهم مژده اي بدهم وآن اينكه در عصر من مرگ خود قاعده ونظمي دارد .درعصر من برخلاف آنچه كه تو گرفتارش بودي از مرگهاي ايستاده ، مرگهاي آويزان و سنگهاي مرگ زا براي هدف گرفتن نيمه اي عريان ونيمه اي مدفون خبري نيست . باري در اين عصر دغدغه من ديگر دغدغه مرگ ونان نيست .دغدغه من چرائي همه دغدغه هاست !!!
اكنون تو نيز بامن هم آوائي كه مرگ قوانين رنگارنگ مصادف بود با زندگي آدمهاي رنگارنگ ودرنتيجه تمدن بشري واين ماجرائي بود كه من دوست داشتم تورا به نمايش آن دعوت كنم.
ما قرباني اصراف كاريهاي توايم .ولي اعتقادمان براين است كه براي جبران هيچ چيز دير نشده است .
ما ناگزير شديم ارزانترين منابع عصر شما را به گرانترين وبا ارزشترين منابع تبديل كنيم .به عنوان مثال هوا را فشرده كرديم تا بتوانيم بجاي جاده هاي عصر شما ازآن براي حركت استفاده كرده واز فراز آنها به تماشاي جنگلهاي تخريب شده دست تو بپردازيم وشاهد جان گرفتن دوباره آنها باشيم .
جالب است بدانيد كه نقش زنان در مديريت اموربه مراتب بيش از نقش مردان شده است و اين دلايل
عمده واساسي دارد .يكي از اين دلائل مستقيما به نقش عمده فناوريهاي فوق مدرن در اداره امور زندگي ماست وحتما ميدانيد كه زنان از همان ابتدا در انجام كارهاي مربوط به فناوري مانند كامپيوتر و... چنيدن گام از مردان جلوتر بوده وهستند.خب وقتي كه تمام شئونات زندگي ما ديجيتالي شده است پس جايگاه زنان قابل مقايسه با هيچ دوره اي از تاريخ زندگي بشر نيست .
خلاصه ميكنم دنياي ما دنياي يگانه ويكتاست .قوانين كه هزاران سال بشر را در جبهه هاي مختلف به جان همديگر انداخته بود به يك قانون بدل گشته است و تنها منبع استخراج آن كتاب طبيعت است وفقط طبيعت است كه با نظم توام با قاطعيت و عدالت محوري خود انسان عصر ما را مجاب مينمايد