تبليغاتX
تفکر سیستمی(فناوری اطلاعات وتحلیل سیستم)

تفکر سیستمی(فناوری اطلاعات وتحلیل سیستم)

تجزیه وتحلیل مسائل اقتصادی واجتماعی با نگرش سیستمی وبا استفاده از فناوریهای جدید


علیرضا مسعودی                                                     تقدیم به آنها که میبینند و میروند


در یک پاسخ کلی فعلا فقط چند سوال مطرح میکنم :

با توجه به نیازهای کدام انسان به جرات میگوئیم همیشه دو دیوار به نام باید ونباید، اورا تا ابد هدایت می کند ؟

چرا باید نیازهای حال را با ابزارهای آینده برآورده کرد ؟میخواهم بگویم ما در آینده ابزارهای بسیار قدرتمندی در اختیار خواهیم داشت  ومیتوانم اینطور منظورم را برسانم  که مثلا آیا منطقی است که در این عصر برای رفتن به مدرسه از هواپیما استفاده کنیم ؟ابزارهای آینده نیازهای آینده را مرتفع میکنند وحال باید دید نیاز آینده چیست ؟

وقتی که نیازهای انسان آینده تغییر وبکلی دگرگون شوند آیا فکر نمیکنید ما خلع سلاح خواهیم شد ؟همه حرف ما این است که نه تنها باید برای خود سپرهای دفاعی تدارک دید بلکه باید در زیر یک چتر جهانی، بی دغدغه منطقه ای وجغرافیائی خود را در امان نگاه داریم .

من برای این اعتراضات نام نامانوسی مانند بی اقدامی های موجه یا اقدامهای بی موجه انتخاب میکنم .

وقتی که دیوارهائی که امروز در سایه آنها در امن هستیم فروریزند درآینده باید به کدام مامن پناه برد ؟به عبارت دیگر با کدام اطمینان میخواهید به آینده وارد شوید ؟ آیا کمربندی برای خودمان گذاشته ایم تا با بستن آن با اطمینان در ماشین ایدئولوژی فرضیتان سوار شویم ؟ماشینی که به دست خود، سپر بلای آن را کنده و دور انداخته اید ؟و......

به گمانم انسان امروز با در نظرگرفتن ملاحظات ریشه دوانده در سنت و تعارفاتی که چون زنجیر اورا به گذشته متصل کرده است قصد ندارد چشم بگشاید و ببیند پست مدرینیسم دیگر با کسی تعارف ندارد.پست مدرنیسم با درهم شکستن هر ابزار فکری وتکنولوژیک زاییده مدرنیته قرن بیستم قصد دارد به سوالات اساسی انسان پاسخ گوید ودر این راستا همه ایدئولوژیها را در یک ظرف ریخته وترکیب میکند تا شاید بتواند از دل آنها پاسخهائی را بیرون کشد .فقط مشکل اینجاست که آیا دوباره شاهد ظهور یک ایدئولوژی مسلط خواهیم بود تا انسان خسته از راه رسیده به قرن جدید را به ستوه آورد ؟!

ادامه در پست بعد ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 15:21  توسط علیرضا مسعودی   | 


علیرضا مسعودی                                                     تقدیم به یگانه فرزندم سحر
من در یک هفته گذشته نسبت به وعده داده شده بیکار ننشسته وبی تفاوت نگذشتم .ضمن انجام کارهای مختلف لحظه ای از موضوع آینده پژوهی غافل نبودم .بگذارید یک اعتراف جالب بکنم . من با یک پارادکس مواجه شدم .به عبارت دیگر خودم خلاف آنچه که تاکنون به آن میبالیدم حرکت کردم ولی با همه این احوال دوست دارم به این حرکت ادامه دهم .آنچه که تاکنون به آن می اندیشیدم والآن نیز می اندیشم این است که ایدئولوژیها همه یک نقطه پایان دارند.منظورم مرگ ایئولوژیها نیست بلکه حد آنهاست .قبلا نیز گفتم که همه به یک نقطه میل میکنند.که البته آن حد خود یک ایدئولوژی بخصوصی نیست .بلکه نقطه عریانی است که همه حقایق خود را در معرض دید بشر قرار خواهند داد ومن مدعی هستم که قرن آینده چنین ویژگی دارد .در قرن آینده بشر به چنان بلوغ فکری خواهد رسید که از ساخت وساز قالبهای فکری برای جهت دادن به زندگیش بی نیاز خواهد شد. به تعبیر دیگر ما در آینده در عالم واقعیتها زندگی خواهیم کرد ولذا هیچ بایدی نه قابل تحمیل است ونه شایسته پذیرش .من در این زمینه به مطالعات وتحقیقات خود ادامه دادم وهمین تحقیقات زمینه ایجاد یک تئوری در ذهنم شد وآن این است که گرچه میتوان از گذشته عبرت گرفت ولی آینده درسی است که به ما روش پیدا کردن نقطه مطلوب زندگی را در حال حاضر به انسان می آموزد.

حال من به یک تناقض برخوردم وآن این است که اگر ما بتوانیم هرچند به تقریب آینده را کشف کنیم آنگاه بصورت اتوماتیک برای تعیین مسیر مطلوب زندگی برای فرد وجمع نسخه هائی می پیچیم که به مانند گذشته در قالب باید ونباید قابل تبیین هستند واین یعنی زمینه پیدایش یک ایدئولوژی وحال آنکه من مدعی از بین رفتن ایدئولوژیها شده بودم .سوال من این است چگونه میتوان از این بحران رهائی پیدا کرد؟به تعبیر دیگر چگونه میتوان مسیر مطلوب زندگی انسان فردا را بدون تبیین باید ها ونبایدها تعیین کرد؟ من برای انسان فردا آینده ای عاری از کشت وکشتار میبینم ولی نگران ظهور ایئولوژیهای جدیدم .زیرا شاید در این صورت به مراتب بیرحمانه تر از ایدئولوزیهای متکی به مذاهب الهی حکم به کشتار دهند؟!!! آیا دوباره بخاطر عدم توجه به باید ونیایدی دیگر سنگسار نخواهیم شد ؟ آیا مبنای عینی تر وبی رحمانه تری برای از میان برداشتن گروههای انسانی ظهور نخواهد کرد ؟ من که در میان این تناقضها فعلا گرفتارم .شما چگونه فکر میکنید ؟

لازم به ذکر است که اصل موضوع آینده پژوهی به منظور تعیین مسیر مطلوب زندگی انسان هر عصر اختراع انسان امروز نیست واتفاقا به گذشته های دور برمیگردد .وقتی که انسانها برای رام کردن کردنکشان عصر خود مجبور به اختراع قیامت شدند ؟!!!!!

موضوع را ادامه خواهم داد ....


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 2:4  توسط علیرضا مسعودی   |