علیرضا مسعودی اگربرخلاف افکارقرنتان حرکت کنید برتان خواهند انداخت ! ناپلئون
گويا سردادن شعارهاي بزرگ وبي ضمانت اجرائي وبي تعهد انجام ،تمامي ندارد .عصرانقلاب بي ترديد جذبه هاي خاصي دارد كه فرد را به بي نظمي در تمام امور هدايت ميكند .اموري كه نطفه اي در درون دارد وبي هيچ قيد زماني وهيچ اتكائي به آن ميجوشد ودر فضاي فكر منفجر ميشود وچون ظرفي ندارد تا در آن پخته شود لاجرم خود را در قد وقيافه شعار نمايان ميسازد .آيا زمان آن نرسيده است تا از آسمان روياها به زمين واقعيتها فرود آئيم ؟
گذشته گرائي وچسبيدن به آن ويژگي ديگري است كه عليرغم اظهار انزجاردر ذات وسرشت ما لانه كرده است وشايد قرنها بگذرد وما اراده اي به تغيير از خود نشان ندهيم .
از تفكر تعريف تطبيق يافته اي با زمان نداريم وزمان را از الزامات حركت نميدانيم ولي حركت را به حق عامل سلب آرامش ميدانيم غافل از اينكه ايجاد آرامش مطلق تعريف دقيقي از مرگ است !.
تفكر را كالائي ميدانيم قابل توليد ، توزيع ومصرف و بنگاههاي توليد آن را افراد . در جوامع پيشرفته اين افراد همان احزابند ودر جوامع عقب مانده ودر حال توسعه افراد آنهائي هستند كه خود را به شكلهاي مختلف به ديگران تحميل كرده اند تا توليدات خود را به قيمت گزاف مرگ فكري مردم معامله كنند .به عبارت ديگر مغز متفكر جامعه ومردم قلمداد ميشوند ومردم نيز در راستاي اداي دين بيشتربه افكار آنها قداست ميبخشند به اين اعتبار كه آرامش ميگيرند به عبارت ديگر فضاي فكري قديس خود را آرامگاه فكري خود ميسازند تا درآن دفن شوند . ما در چنين فضائي زندگي ميكنيم .يكي از اصلاحات سخن ميراند وديگري مدام از انقلاب وفروپاشي دم ميزند ؟!!! سرنوشت ما سرنوشت من آه سرنوشت وطن ! چگونه تورا رقم زده اند ؟
