تبليغاتX
تفکر سیستمی(فناوری اطلاعات وتحلیل سیستم) - بهترین وضعیت

تفکر سیستمی(فناوری اطلاعات وتحلیل سیستم)

تجزیه وتحلیل مسائل اقتصادی واجتماعی با نگرش سیستمی وبا استفاده از فناوریهای جدید


علیرضا مسعودی                                            فعلا طبیعت در بهترین وضعیت بسر میبرد

  طبیعت در بهترین وضعیت خلق شده است . فکر میکنم این جمله از گالیله باشد .دوستان اگه لطف کنند تصحیح بفرمایند .

من فکر میکنم راز بسیاری از ابهامات وسوالات بشر را میتوان در همین جمله یافت . اینکه واقعا چرا طبیعت در بهترین حالت یا وضعیت قرار دارد پرسشی است که یک پاسخ فیزیکی ونه فلسفی یا مبتنی بر اعتقادات مذهب خاص یا استدلالهائی که ریشه آنها به جائی بند نیست ، میطلبد .

      بدون اینکه بخواهم به جزئیات هدایت کننده به حاشیه ، بپردازم میل دارم این نکته مهم را اشاره نمایم  براین اعتقادم که کلمه بهترین وضعیت را نباید مطلق تصور کرد .بلکه باید گفت که فعلا طبیعت در بهترین وضعیت  ممکن بسر میبرد. اساس  جمله گزین گوی فوق  ونظریه نسبی بودن بهترین وضعیت یا نسبی بودن تعادل طبییعت که مختصر بیان کردم بر این است که جهان طی حادثه انفجار بزرگ خلق شده است . بعد از انفجار بزرگ بود که هرذره ای از عالم هستی در بهترین موقعیت ممکن قرار گرفت  ولی به مرور زمان موقعیتهای بهتر نیز پیدا شد .

       لذا تمام  مولفه های کائنات از آن لحظه تا به امروز در جستجوی وضعیت بهترند و به همین دلیل در هر لحظه شاهد پرتاب شهاب سنگها  و برخوردهای دیگریم. به عبارت دیگر هر چه پیش می آید بهتر است ونه بدتر .مثالی میزنم . در روزگاران نه چندان دور از حادثه انفجار بزرگ  زمین مورد اثابت (اصابت شاید بهتر است ) ذره دیگری از کائنات قرار گرفت و دراین حادثه به دو تکه تبدیل شد .یک تکه آن زمین کنونی است و تکه دیگر بعدها لقب ماه گرفت  که بعد از جدا شدن از زمین تحت نیروی فوق العاده ای در مدار زمین قرار گرفت وتا به امروز خدا میداند که منبع چه کراماتی برای  انواع موجودات خصوصا بشر شد .

        همه اینها را گفتم تا بگویم هر لحظه که میگذرد وضعیت متعادلتری برای کائنات پیش می آید ولذا این خاصیت مهم یعنی خاصیت دینامیکی ذرات در ذات کائنات نهفته است .که البته دراین مطلب من روی  بعد برونی آن  تاکید کردم  ولی در پستهای قبل  در مورد لزوم  وجود تعادل دینامیکی درون ذرات نیز اشاره کردم و درآنجا به نظریه دیگری بنام نظریه سیالی ذرات ونهایتا حرکت جوهری ملاصدرا اشاره نمودم .

     بیان مطالب فوق همه یک زیربنای سیستمی دارد .تعدل از ویژگیهای یک سیستم است و وجود تعادل در سیستمهای فزیکی برای ادامه بقاء ضروری است  حتی آنجائیکه برخورد ونهایتا  زندگی ذره ای روبه افول مینهد مولفه های دیگری  به کائنات اضافه شده و حیات می یابند . پر واضح است که پیوند تکه ای از بدنه کائنات از بخش زمین واتصال آن به مدارش (ماه )  بود که سرنوشت آینده موجودات زمینی را رقم زد . نمیدانم  شاید اگر چنین نمیشد شکل و هیئت ظاهری انسان به فرم دیگری در می آمد و سرنوشت  قورباغه ها  به زندگی انسانها پیوند میخورد وشاید هم بدیلی می یافتیم  تا بعد ازیک استراحت طولانی در عدم ،  در مرحله بعدی ویا با انفجاربعدی  آنها را از صحنه هستی برانیم و یا  نه اصلا هستی درهمان حد تک یاخته ایها متوقف میشد و....

       بنا براین قبل از هرچیز باید این بینش فکری را درخود تقویت کنیم که کائنات صرفا یک سیستم فزیکی توام با نیروهای ناشناخته  غیرمرموزی است  که برای بقاء نیاز به تعادل دارد و ما هم بخشی از این کائناتیم  وبه هیچ وجه نقش تعیین کنندگی نداریم ولی میتوانیم چیزی را مانند وقوع حادثه ای به تعویق بیندازیم ویا  تسریع کنیم ولی نمیتوانیم از آن جلوگیری کنیم .(دوستان نباید اعتقاد به جبر در وقوع پدیده هارا نتیجه بگیرند )  که البته هرکدام از این دوحالت هزینه ای دارد ونقش ما تاکید میکنم نقش ما کاهش این هزینه است وبس .

     حال  به ادامه بحث فبل جهت ایجاد یک زمینه  بر میگردم : سوال این است که آیا  باید ها ونباید ها که به اعتقاد من ساخته وپرداخته بشر برای ایفای نقش فوق (دو سطر قبل )  است در ادامه امورات کائنات میتوانند موثر واقع شوند؟ آیا ایدئولوژیها تا کنون  توانستند در عدم وقوع پدیده های شوم ( به تعبیر انسان )  یا وقوع پدید ه های  خیر موثر واقع شوند ؟ آیا میتوان اجازه گرفت تا پرونده ایدئولوژیها در یک دادگاه منصف بررسی شود وآیا وقت آن نرسیده است که این پرونده ها برای همیشه بسته شود ؟

       این یک هشدار به انسان امروز است که نباید اهمیت مسئله فوق را به بقاء گروه یا صاحب منصبان مذهب خاصی تنزل وتقلیل داد .این مطلب را به این انگیزه نگاشتم تا اگر تمایلی به پذیرش اصل تعادل بود نسبت به ارائه واقعیتهای باید ونباید بدون توجه به هر گرایش مذهبی متصور در این دنیا بپردازم و اگر شرائط فراهم بود به کمک دوستان در آن دادگاه منصف که وجدان هر انسان بیداریست به مرور کارنامه باید ها ونبایدها بپردازیم و بگوئیم که انحراف از اصل تعادل وسایر اصول تفکر سیستمی چه نکبتی را برای بشر به ارمغان آورده است ؟

   در نهایت  ما باید بتوانیم پرسشگری کنیم که آیا هنجارها وناهنجاریهای رفتاری گردانندگان زمین توانسته یا میتواند در توقف یا ادامه حرکت منظم به تعادلی که شرح آن رفت موثر افتد یا خیر ؟ و ....


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:38  توسط علیرضا مسعودی   |